-
تختی فوتبال
-
فدراسیون جریمه اسکوچیچ را پرداخت کرد
-
مهدیخانی: پیراهن شماره 9 را میپوشم که قبلاً تن ترابی و طارمی بوده
-
ما را به سختجانی لیگ این گمان نبود
-
گل محمدی: خیلیها از صعود ما به فینال ناراحت بودند
-
از برنج و شکر پسر پروین تا غله فرهاد مجیدی!
-
شش های افسانه ای در بازی شش امتیازی
-
از ادامه اردو تا تعطیلی ظاهری مجموعه انقلاب
-
هیچکس مهمتر از تیم ملی نیست
-
مراغه چیان: رشوه ۴۰۰ میلیونی را نپذیرفتم
-
آرزویم قضاوت در جام جهانی است
- عالی
- خوب
- متوسط
- ضعیف
تختی فوتبال
امروز چهلوهشتمین ویژهنامه آخرهفته ایرانورزشی به چاپ رسید. ضمیمهای رایگان برای مخاطبان فهیمی که در این روزهای سخت با ما ماندند و تنهایمان نگذاشتند. استقبال از ویژهنامه تحلیلی-گزارشی ایرانورزشی نشان داد شما عزیزان بهدنبال مطالب تازه، گفتهنشده و روایتنشده هستید. هر پنجشنبه همراه با روزنامه، 16 صفحه ویژهنامه آخرهفته توزیع میشود تا درباره پشتپرده اتفاقات ورزش بیشتر از قبل بدانید، عمیقتر تحلیل کنید و دور از روزمرگیهای ورزش ایران، اطلاعات بیشتری به دست آورید. ممنون میشویم به رسم همیشه، ما را به دوستانتان و علاقهمندان ورزش معرفی کنید. در این شماره علی عالی درباره مدیریت جعفر سمیعی در پرسپولیس نوشته است، استاد ابراهیم افشار در پرونده ویژه در خصوص منصور امیر آصفی نوشته است؛ مردی که در این روزها باید بیشتر دربارهاش گفت و نوشت و سیرهاش را به نسلهای بعد معرفی کرد. علی مغانی به پولهای بیحساب و کتاب در فوتبال پرداخته و سعید آقایی درباره فدراسیون شطرنج و حاشیههای عجیبش نوشته است. مطلب جالب دیگر در این ویژهنامه، ترجمه نوید صراف درباره جذابترین 30 دقیقه تاریخ جامجهانی است. همچنین صفحه ویژه طنز به دبیری شکوفه موسوی و عکسنوشتِ آرش حسنپور از شادی پس از گل وریا غفوری، خواندنی است.
فدراسیون جریمه اسکوچیچ را پرداخت کرد
باشگاه صنعت نفت آبادان روزهای سختی را پشت سر گذاشت. بسته شدن پنجره نقل و انتقالات و شدت گرفتن مشکلات مالی در کنار کمبود بازیکن، باعث شد فصل بیستم برای آبادانیها در اوج بحران آغاز شود. بحرانی که فدراسیون فوتبال به خاطر نپرداختن جریمه اسکوچیچ در آن نقشی اساسی داشت و در نهایت بعد از تلاشهای فراوان برای تخفیف گرفتن از باشگاه صنعت نفت، حاضر شد مبلغی از این جریمه را به باشگاه صنعت نفت بپردازد تا بخشی از بدهیهای این باشگاه به این وسیله تسویه شود. علی عیسیزاده، مدیرعامل باشگاه صنعت نفت آبادان درباره پرداخت شدن این مبلغ از سوی فدراسیون فوتبال و باز شدن پنجره نقل و انتقالات باشگاه به خبرنگار ایران ورزشی گفت: «ما 22 روز بسیار سخت را پشت سر گذاشتیم تا در نهایت موفق شدیم پنجره نقل و انتقالات باشگاه را باز کنیم. ماجرای پرداخت بدهیهای ما خیلی مفصل است و درگیریهای زیادی داشتیم اما خوشحالیم که در نهایت در فاصله چند ساعت مانده تا پایان مهلت نقل و انتقالات پنجره باز شد.» او درباره پرداخت جریمه اسکوچیچ از سوی فدراسیون فوتبال توضیح داد: «البته تنها مشکل ما پرداخت نشدن جریمه اسکوچیچ نبود. چون بدهیهای باشگاه بیشتر از مبلغ جریمه اسکوچیچ بود و علاوه بر آن مشکل انتقال پول هم داشتیم. فدراسیون فوتبال خیلی تلاش کرد که خودش از طریق فیفا این مبلغ بدهیها را پرداخت کند اما در نهایت فیفا در ایمیلی اعلام کرد که نمیتوانیم این پول را انتقال بدهیم. مجبور شدیم از طریق کانالهای دیگری برای انتقال پول اقدام کنیم. فدراسیون فوتبال هم مبلغ جریمه اسکوچیچ را به ما پرداخت کرد و در نهایت بعد از 22 روز خیلی سخت موفق شدیم، بدهیها را بپردازیم.»
فدراسیون فوتبال فصل گذشته بعد از فسخ قرارداد اسکوچیچ با صنعت نفت آبادان با او برای هدایت تیم ملی فوتبال وارد مذاکره شد. این مذاکره اما در شرایطی صورت گرفت که براساس قرارداد این سرمربی با باشگاهش، اسکوچیچ نمیتوانست بعد از فسخ به تیم ایرانی دیگری بپیوندد مگر اینکه جریمهای 140 هزار دلاری به باشگاه صنعت نفت آبادان میپرداخت.
در نهایت اما فدراسیون فوتبال بعد از درخواست تجدیدنظرخواهی اسکوچیچ، مبلغی کمتر از 140 هزار دلار را به باشگاه صنعت نفت آبادان پرداخت کرد. البته مدیرعامل باشگاه صنعت نفت آبادان حاضر نشد در این رابطه حرفی بزند اما منبع آگاهی در فدراسیون فوتبال به ایران ورزشی خبر داد که بعد از اعلام حکم اسکوچیچ، این سرمربی در شکایت به فیفا توانست مبلغ جریمه را به 70 هزار دلار کاهش دهد.
اسکوچیچ به خاطر همین بند قرارداد، پیش از عقد قرارداد با فدراسیون فوتبال از فدراسیون تعهد گرفت که پرداخت این جریمه را برعهده بگیرند. بعد از حضور اسکوچیچ در تیم ملی اما وقتی صنعت نفت آبادان از او به فیفا شکایت کرد و توانست علیه سرمربی کروات حکم بگیرد، فشارها روی صنعت نفت شدت گرفت تا این باشگاه به خاطر مصالح ملی و برهم نخوردن تمرکز سرمربی تیم ملی فوتبال، از خیر شکایت خود بگذرد.
در انبوه مشکلات مالی این باشگاه، پرداخت نشدن جریمه اسکوچیچ که میتوانست بخشی از مشکلات صنعت نفت را حل کند، حسابی برای این تیم دردسرساز شد. فیفا به خاطر بدهیهای این باشگاه پنجره نقل و انتقالات باشگاه را بست و صنعت نفت برای حضور در لیگ بیستم حتی به اندازه یک تیم کامل بازیکن نداشت تا در رقابتها شرکت کند. به همین خاطر هم بازی هفته اول این تیم مقابل پیکان از سوی سازمان لیگ لغو شد تا بلکه فدراسیون در ازای پولی که به این باشگاه نپرداخته در این حد با باشگاه همکاری کند.
علی عیسیزاده درباره دلیل لغو بازی صنعت نفت آبادان مقابل پیکان در هفته اول به ایران ورزشی گفت: «شرایط مسابقه در هفته اول نه برای ما مساعد بود و نه برای پیکان. لغو این بازی با رضایت هر دو تیم بود. چون پیکان هم تازه سرمربیاش را عوض کرده بود و شرایط مناسبی نداشت.» از او میپرسیم آیا ادعای سازمان لیگ مبنی بر مهیا نبودن شرایط میزبانی در آبادان درست بوده؟ عیسیزاده گفت: «نمیدانم. از این موضوع اطلاعی ندارم.»
لیگ بیستم بعد از یک دوره سخت و با باز شدن پنجره نقل و انتقالات صنعت نفت آبادان برای این باشگاه آغاز شده است. البته با توجه به شرایط خاص باشگاه صنعت نفت آبادان، این پایان دردسرهای این باشگاه نیست.
برای بازی دربی و تاریخسازی لحظهشماری میکنم
مهدیخانی: پیراهن شماره 9 را میپوشم که قبلاً تن ترابی و طارمی بوده
مهدی مهدیخانی، بازیکنی است که از بازی در تیم ملی جوانان و حضور در جامجهانی جوانان و اتفاقاً گلزنی در آن مسابقات استارت موفقیت بزرگش را زد. او در زمان حضور گلمحمدی در تیم شهرخودرو شاگرد یحیی بود و بعد هم لژیونر شد و به تیم واراژدین پیوست، اما زمانی که مهدیخانی دید مربی سابقش به او احتیاج دارد قید ادامه بازی در لیگ کرواسی را زد و به تیمی پیوست که به گفته خودش از بچگی عاشقش بوده است. با شماره 9 جدید پرسپولیس که شماره ترابی و طارمی را برای بازی انتخاب کرده گفتوگویی اختصاصی داشتیم.
چطور شد به پرسپولیس پیوستی؟
تمام عکسها و فیلمهای دوران کودکیام را دارم و همه آنها موجود است، حتی در صفحه شخصی خودم هم موارد مربوط به عشق و علاقهام به پرسپولیس را از مدتها قبل داشته و دارم. من عاشق پرسپولیس بوده و هستم و یادم میآید روزهایی را که به عشق این تیم به ورزشگاه میرفتم و بازیهایش را میدیدم. بعد از این موارد مسیر فوتبالیام بهگونهای شد که آقایحیی از من خواست به پرسپولیس بیایم و به تیم کمک کنم و من هم با اشتیاق به خواسته ایشان جواب مثبت دادم. خیلی خوشحالم و البته میدانم چه انتخاب خوب و ایدهآلی داشتم هرچند بهخوبی به این نکته واقفم که کار بسیار سختی را قبول کردهام اما چون پای عشق در میان است با همه وجود برای اثبات خودم میجنگم.
چه شمارهای را انتخاب کردی؟
شماره پیراهن 9 پرسپولیس را انتخاب کردم؛ پیراهنی که قبلاً مهدی ترابی و مهدی طارمی آن را بر تن داشتند و جالب است که شماره 9 برای سومینبار به دست یک مهدی دیگر سپرده شد و به او رسید.
چطور این پیراهن را انتحاب کردی؟
در بین شمارهها، شماره این پیراهن خالی بود به همین دلیل وقتی با آقایحیی صحبت کردم و به ایشان گفتم تمایل دارم این شماره را بپوشم ایشان گفت مشکلی نیست و من هم شماره 9 را انتخاب کردم.
تو در فینال نمیتوانی بازی کنی؟
نه، من در فینال آسیا نمیتوانم بازی کنم چون قراردادم خارج از آن تایمی است باید برای فینال آماده میشد و بازیکنان قبلی میتوانند برای پرسپولیس در فینال بازی کنند.
واقعاً حیف شد، چون تو در فینال میتوانستی در کنار عبدی جایگزین خوبی برای آلکثیر باشی؟
به هر حال قسمت نیست در فینال بازی کنم و خیلی امیدوارم تیمم قهرمان آسیا شود، چون از هر لحاظ پرسپولیس لیاقت و شایستگی قهرمانی را دارد و اطمینان دارم در فینال هم با قهرمانی از مسابقه خارج خواهد شد و باز هم همه مردم و هواداران میلیونیاش را شاد و خوشحال خواهد کرد.
برای بازی با صنعتنفت میتوانی برای پرسپولیس بازی کنی؟
اگر ایتیسی من برسد میتوانم بازی کنم اما بهطور کل برای مسابقات داخلی هیچ مشکلی برای همراهی پرسپولیس ندارم.
در دفاع وسط نمیتوانی برای پرسپولیس بازی کنی؟
نه، آقایحیی طی صحبتی که با من داشته قرار است در پست مهاجم از من استفاده کند و قرار نیست در پست دفاع میانی بازی کنم.
بهلحاظ روانی خودت را آماده بازی در پرسپولیس ساختهای؟
من خوب میدانم تیمی که چهار سال متوالی قهرمان لیگ شده و جدا از آن دوبار به فینال آسیا صعود کرده و جامهای حذفی و سوپرجام را هم فتح کرده چه تیم بزرگ و با پتانسیل بالایی است، از همینرو به سختی کار واقفم و امیدوارم با حمایت هوادارانمان بتوانم انتظارات را برآورده سازم چون تا کنون در چنین موقعیت بزرگ و استثنایی قرار نگرفته بودم. امیدوارم هواداران حمایتم کنند تا در بزرگترین تیم ایران و آسیا بتوانم بدرخشم چون برای تحقق چنین امری تیم محبوبم را انتخاب کردهام.
دوست صمیمیات در پرسپولیس چه بازیکنی است و از حس و حال فعلیات در پرسپولیس بگو.
از همان موقع که با پرسپولیس قرارداد بستم خیلی زود متوجه شدم پرسپولیس چقدر با همه تیمهای دیگر فرق میکند و چقدر هوادار عاشق دارد. سعی میکنم در چنین تیمی به همه آرزوهای فوتبالیام برسم و بازیکن ثابت تیم ملی بزرگسالان شوم. همه بزرگان ایران در پرسپولیس بودند و میدانم پرسپولیس چه تاریخی دارد و چه بازیکنانی در آن بازی کردهاند. بازی برای پرسپولیس هیجانانگیز است بخصوص دربی که خیلی دوست دارم در آن بازی کرده و برای تیم محبوبم گل برنم. در پرسپولیس دوستان بسیار خوبی دارم که نزدیکترینشان شجاعی و محمد شریفی و سعید حسینپور است، اما به هر حال صمیمیترین دوستم در پرسپولیس علی شجاعی است.
ما را به سختجانی لیگ این گمان نبود
سرمقاله
آرمن ساروخانیان @armen7791
«روزهای فیفا» که انگار زمان در آن کش میآید بالاخره تمام شد و از فردا قرار است لیگ برتر دوباره شروع شود. لیگ نوزدهم که مثل تمام لیگهای دنیا با ظهور کرونا متوقف شده بود به هر ترفندی تمام شد، ولی این پایان دردسرهای فوتبال باشگاهی ایران نبود و لیگ بیستم هم مشکلات ویژه خودش را دارد.
کرونا که این هفته یک سالگیاش را جشن گرفت هنوز برقرار است و با حرفهای دیروز سخنگوی وزیر بهداشت ممکن است مسابقات به تعویق بیفتد. این بیماری مرموز که فعلاً تماشاگران را هم از ورزشگاهها دور کرده، تنها مشکل این لیگ نیست. باشگاههای فوتبال ایران سالهاست که از بیماریهای مزمن اقتصادی رنج میبرند که مهمترین عارضهاش «پنجرههای بسته» است. با سختگیریهای اخیر فیفا نقل و انتقالات برای باشگاههای بدهکار روز به روز سختتر میشود و تیمهای لیگ بیستم برای ثبت قرارداد بازیکنان جدید عذاب زیادی کشیدند. ممنوعیت خرید بازیکنان و مربیان خارجی جدید محدودیت دیگری است که دست باشگاهها را برای رقابت بسته و آنها مجبورند به بازار داخلی اکتفا کنند. این شرط جدید پای مربیان و بازیکنان تازه و گاهی ناشناخته را به لیگ برتر باز کرد و البته از عوامل تورمزای فوتبال ایران شد.
با همه این دردسرهای ناخواسته و تحمیلی لیگ به مسیرش ادامه میدهد. مربیان و بازیکنان تلاش میکنند مشکلات بیرون زمین روی کارآیی درون زمین اثر منفی نگذارد و همچنان بتوانند نمایش خوبی داشته باشند. پرسپولیس با وجود جدایی بیرانوند، ترابی و علیپور، سه بازیکن کلیدی فصل قبل توانست جانشینان مناسبی پیدا کند و برای دومین بار در سه فصل اخیر به فینال لیگ قهرمانان آسیا برسد. پرسپولیس بعد از صعود به فینال شجاع را از دست داد و آلکثیر هم به خاطر محرومیتی عجیب فعلاً نمیتواند بازی کند، ولی کادر فنی و بازیکنان باقیمانده همچنان یک تیم مدعی در لیگ هستند و برای فینال آسیا هم انگیزه زیادی دارند.
صنعت نفت در میانه مسیر لیگ نوزدهم اسکوچیچ را از دست داد و تعدادی از بازیکنان کلیدیاش هم در پایان فصل جدا شدند. مشکلات مالی اجازه نداد پنجره این تیم باز شود و آنها در بازی هفته اول مقابل پیکان به ناچار با ترکیبی از بازیکنان اصلی و امید به زمین رفتند، با این حال تیم آبادانی در نیمه دوم توانست بازی را برگرداند و به سه امتیاز شیرین برسد.
نفت مسجدسلیمان، دیگر تیم خوزستانی هم مشکلات مالی زیادی دارد و با کمترین بودجه بسته شد، با این حال نشان داد که از پیش باخته نیست و در هفته اول از بازی با تراکتور در تبریز یک امتیاز ارزشمند گرفت.
استقلال که مشکلات مالی و مدیریتش به یک سریال بیپایان تبدیل شده، لیگ بیستم را هم با بحران شروع کرد. فکری سومین سرمربی است که در یک سال اخیر روی نیمکت این تیم مینشیند و به دلیل پنجره بسته نتوانست از خریدهای جدیدش استفاده کند. از طرف دیگر هواداران نگران جای خالی علی کریمی، یکی از بازیکنان کلیدی فصل قبل تیم بودند. با این حال استقلال در هفته اول لیگ نمایش خوبی داشت و با اضافه شدن بازیکنان جدید قطعاً میتواند تیم بهتری شود.
پیشبینیها درباره لیگ بیستم با توجه به مشکلات پرشمار باشگاهها چندان خوشبینانه نبود، ولی آنچه در روزهای گذشته از تیمها دیدیم فراتر از انتظار بوده است. فوتبال ایران سختجانتر از آن است که با این مشکلات تسلیم شود و هنوز هم میتوان انتظار داشت که در فصل جدید لیگ باکیفیتی داشته باشیم.
هر کسی سالم و موفق کار کند برایش مشکل درست می کنند
گل محمدی: خیلیها از صعود ما به فینال ناراحت بودند
یحیی گلمحمدی دیروز مصاحبهای با سایت رسمی باشگاهش انجام داد و با برشمردن مشکلات دو ماه اخیر، درباره بهتر شدن شرایط تا قبل از فینال آسیا ابراز امیدواری کرد. بخشهایی از مصاحبه یحیی را میخوانید:
* با توجه به صعود به فینال لیگ قهرمانان آسیا، از روزی که پایمان را به تهران گذاشتیم مشکلاتمان یکییکی شروع شد. هنوز هم نمیدانم دلیل بروز این مشکلات برای ما چه بود؟ البته فکر میکنم در ایران هرکس خوب، موفق و سلامت عمل کند برایش مشکلاتی به وجود میآورند. به نظرم این کل قضیه بود. خیلیها از صعود ما به فینال ناراحت بودند و دوست نداشتند این اتفاق بیفتد. به نظرم برایشان سنگین تمام شد و دست به کار شدند. دیدید بعد از اینکه آمدیم چقدر مشکلات داشتیم و بازیکنانمان را از دست دادیم. علیرغم اینکه خیلی راحت میتوانستیم این قضیه را مدیریت کنیم، ولی متأسفانه با این قضیه خیلی ساده برخورد کردیم و بازیکنانمان را از دست دادیم.
* کار سخت بود. هم مشکلات مالی وجود دارد و هم اینکه احترامی که باید به ما گذاشته میشد، نشد. بیاحترامیهای زیادی به ما و بازیکنان شد. این قضایا مشکلات زیادی را برای ما به وجود آورد. نادری و خلیلزاده را بعد از اینکه آمدیم از دست دادیم. جایگزین کردن آنها با توجه به شرایط موجود و در زمانی که همه، تیمهایشان را بستهاند خیلی سخت است و روزهای خیلی سختی را میگذرانیم.
* برای فینال آسیا باید طوری برنامهریزی کنیم که در بهترین شرایط به آن بازی برسیم. در بازی اول (در لیگ برتر) علیرغم اینکه موقعیتهای زیادی داشتیم، نتوانستیم برنده باشیم. در مجموع تیم از لحاظ روحی و روانی شرایطی که باید بهعنوان تیمی که به فینال رفته و مورد تقدیر و تجلیل قرار بگیرد را نداشت. حداقل انتظار این بود که مشکلاتی را برای تیم به وجود نیاورند. متأسفانه این اتفاقات نیفتاد. تیم، بازیکنان و خود ما روزهای خیلی سختی را گذراندیم ولی تمام انگیزه ما این است که در فینال موفق باشیم و دل هواداران را شاد کنیم که این به ما انرژی زیادی میدهد برای اینکه قدرتمندانه جلو برویم. کارمان امسال واقعاً سخت است و روزهای سختی خواهیم داشت.
* با مدیریت جدید دو، سه جلسه داشتم. سمیعی برنامههای خوبی برای اینکه مشکلات یکییکی حل شوند، دارد. باید به او اعتماد کنیم و پشت هم باشیم. انشاءالله این مشکلات را با کمک هواداران و بازیکنان که این شرایط سخت را تحمل میکنند بهزودی پشت سر بگذاریم. بازیکنان هم واقعاً خوب تمرین میکنند. تحمل زیادی دارند. این شرایط را خوب درک کردهاند. امیدوارم بتوانیم در نهایت فینال را ببریم که تمام مشکلات از یاد همه برود و فراموش کنند.
* مهدیخانی سهمیه حساب نمیشود و جوان است و از لحاظ فنی هم با من در شهرخودرو کار کرده، انرژیک و پرقدرت است. امیدوارم به تیم کمک کند. انشاءالله بتوانیم از او خوب بازی بگیریم. شناخت خوبی از او داریم. دوست دارم شرایط طوری باشد که روزبهروز پیشرفت کند. مانند عیسی جواب بدهد و با دل و جان کار کند. قطعاً هم همینطور است. شخصیت خوبی دارد. باید به بازیکنان فرصت بدهیم تا خودشان را پیدا کنند.
* شرایط خیلی سختی را تحمل کردیم و تحمل میکنیم. امیدوارم با حمایت هم و در کنار هم بودن، از مدیریت تا بازیکنان بتوانیم روزهای خوبی را برای هواداران رقم بزنیم.
از برنج و شکر پسر پروین تا غله فرهاد مجیدی!
یادداشت
احسان محمدی
تیمملی فوتبال ایران رسیده بود فرودگاه اما مأموران حراست چمدان چند ملیپوش را توقیف کردند. هنوز موبایل توی دست همه نبود.
چند ستاره محبوب آن سالها در بازگشت از سفری افتخارآمیز، موبایل چپانده بودند توی چمدانها که بدون عوارض گمرکی وارد کنند و بفروشند. رانت شهرت همیشه به درد میخورد، هم برای قاچاق موبایل، هم متوقف نشدن در صف شمارهگذاری خودرو.
آنها که ورزش را دقیق دنبال میکنند از این خاطرهها زیاد دارند. قبلاً که شبکههای اجتماعی نبود این خبرها را درز میگرفتند، اصلاً انگار آدمها دهانشان چفت و بست بیشتری داشت اما حالا پتهها زود روی آب میافتد.
گاهی با نام آبرومند «مبارزه با رانت و فساد»، گاهی هم برای تسویه حسابهای شخصی و رو کم کنی!
وقتی احمد امیرآبادی فراهانی عضو هیأت رئیسه مجلس اعلام کرد که فرهاد مجیدی برای 9 شرکت درخواست ارز دولتی 4200 تومانی کرده است، خیلیها جوابیه تند و تیز فرهاد را بیشتر باور کردند.
آنجا که در اینستاگرامش نوشت: «دروغ میگویند تا وایرال بشوند. آدرس غلط میدهند تا برای اندکی شهرت، مردم را مقابل دزدیها و اختلاسها فریب بدهند. البته ما در اطراف فوتبال و استقلال با این بیاخلاقیها آشنا هستیم و اگر نظارتی بود، با مدیران حقهبازی که حالا تمام دروغهایشان ثابت شده، برخورد قاطعانه میکردند».
او از ارزان شدن «جریمه دروغگویی در مملکت» نوشت و اینکه هیچ شرکتی در ایران ندارد و ماجرا را به دادگاه میکشاند. برای بسیاری از ما که جهیدن اهل سیاست به دامن ورزش و به ویژه فوتبال را برای کسب شهرت و محبوبیت دیده بودیم، ماجرا بیشتر شبیه یک سوءتفاهم یا تلاش برای نشستن در صدر اخبار و دیده شدن توسط یک نماینده مجلس بود.
به ویژه نمایندگان این دوره که خیلی از آنها میان مردم گمنام و ناشناس هستند اما نماینده اصولگرای قم که دکترای مدیریت آینده پژوهی دانشگاه عالی دفاع ملی دارد نه از یورش فرهاد مجیدی یکه خورد و نه نگران لشکر هواداران این ستاره محبوب شد، بلکه با همان خونسردی روز بعد اعلام کرد که فیلم ورود و خروج او به وزارتخانه، لیست تماسها و تقلاهایش برای اخذ ارز دولتی موجود است.
او شاید خودش شرکت نداشته اما حتی با کارمندان وزارت صنعت و معدن و تجارت هم درگیر شده تا برای شرکت دوستانش ارز دولتی بگیرد و اتفاقاً از دادگاه رفتن استقبال میکند. در واقع او ستاره و سرمربی سابق استقلال را به «کار چاقکنی» متهم کرد.
این نماینده مجلس گفت که حراست وزارت صمت هم درخواست فرهاد مجیدی برای دریافت ارز دولتی را تأیید کرده است. این جمله آخر چیزی شبیه کوبیدن آخرین میخ بر تابوت بود.
حالا در شبکههای اجتماعی و به ویژه توئیتر بسیاری با خیال راحتتر به مجیدی حمله کردند. یک نفر نوشت: «از کی بیشتر باید بترسیم؟ آقازاده، سلبریتی یا فوتبالیست؟»
ماجرا بعید است به همینجا ختم بشود. لابد فرهاد مجیدی هم مدارک و مستنداتی دارد که با آن صراحت در اینستاگرام، نماینده مجلس را دروغگو خواند.
اینکه یک ستاره بخواهد از اعتبار خودش استفاده کند در ایران اتفاق تازهای نیست. اینجا همه در برابر قانون برابرند، البته تجربه نشان میدهد بعضیها در شرایط خاص «برابرترند» و جاده برایشان آسفالت است. به هرحال محبوبیت و شهرت کلیدهایی هستند که قفلهای زنگ زده را هم باز میکنند.
چهارسال پیش هم خبرگزاری تسنیم نوشت که محمد پروین، پسر علی پروین سال ۹۳ از طریق شرکت رنگین سفره ایرانیان ۲۵ میلیارد تومان برنج و شکر از شرکت بازرگانی دولتی ایران خرید و پول آن را به دولت پس نداد.
ماجرا ریشه در یک محبت بزرگ داشت. علی پروین در آخرین روزهای دولت «محمود احمدینژاد» با او دیدار کرد، دیداری که پروین از آن به عنوان «بهترین ساعتهای زندگی» خود نام برد و افتخار دوباره همنشینی با رئیس جمهور را «فراموش نشدنی» خواند.
از قرار معلوم وام خوبی جور شد و محمد 25 میلیارد تومان برنج و مقادیری شکر خرید ولی با گذشت حدود یک سال و نیم اقدام به بازپرداخت به دولت نکرد. پدر به حسن روحانی نامه نوشت و مهلت خواست، سرانجام ماجرا به دادگاه رفت و ویلای لواسان را برای فروش گذاشتند و ...
اگر کسی حوصله داشته باشد میتواند لیست بالابلندی از چهرههای سرشناس عالم ورزش و هنر و سیاست و حتی علم ردیف کند که از این موهبتها برخوردار شدهاند، دری که برای مردم عادی سه قفله است.
درد همینجاست، اینکه مردم احساس میکنند کشور شبیه کیک بزرگی شده که هرکس زورش میرسد تکهای از آن را میکند و میبرد ولی از آنها که سنگ زیرین این آسیاب هستند مدام توقع وفاداری، مقاومت، تحمل و صبوری میرود تا آقازادهها، سلبریتیها و فوتبالیستها خیلی نباید اذیت شوند!
فولاد - استقلال؛ بهیاد دو بازی جنجالی لیگ نوزدهم؛ جمعه، ساعت ۱۶:۳۰
شش های افسانه ای در بازی شش امتیازی
لیگ بیستم برای محمود فکری خیلی خوب شروع شد. سرمربی جدید استقلال هرچند بازیکنان جدیدش را نداشت و علی کریمی را هم چند روز مانده به بازی از دست داد، مس رفسنجان را با دو گل برد تا استقلال بعد از چهار فصل بتواند سه امتیاز هفته اول را بگیرد. برای فکری که تردیدهای زیادی درباره انتخابش وجود داشت این برد بهترین اتفاق بود، با این حال باوری وجود دارد که مس تازهوارد محکی جدی برای استقلال نبود و برای بررسی تیم فکری باید منتظر عملکرد بازیهای بعدی باشیم.
حریف دوم استقلال اما تمام ویژگیهای یک «محک جدی» را دارد. فولاد فصل گذشته بعد از استقلال سوم شد و با حفظ نکونام میخواهد پروژه بلندمدتی را پیش ببرد. البته پیش از شروع فصل نام نکونام هم به عنوان گزینه مربیگری استقلال مطرح شد، ولی فولاد برای جدایی سرمربیاش سختگیرتر از نساجی بود و از طرف دیگر گفته میشد که این مربی جوان با توجه به بیثباتی مدیریت استقلال حاضر نیست ریسک جدایی از فولاد را بپذیرد. بازی فصل قبل فولاد – استقلال، اولین بازی لیگ پس از تعطیلی چندماهه بابت شیوع کرونا بود. هر چند استقلال در این بازی گل اول را زد، ولی با دو اخراج جنجالی 9 نفره شد تا با شکست دو بر یک به تهران برگردد. مجیدی، سرمربی وقت استقلال که خودش هم از کنار زمین اخراج شده بود، بعد از بازی اعتراض زیادی به تصمیمات سیدعلی داشت، در حالی که نکونام و فولاد بر این باور بودند که سه امتیاز را با شایستگی به دست آوردهاند. بعد از آن بازی بود که استقلال امیدش برای جبران فاصله با پرسپولیس و قهرمانی را تقریباً از دست داد. این اتفاق چند هفته بعد و این بار به زیان فولاد تکرار شد. آنها در قائمشهر 9 نفره شدند تا بازی برده مقابل نساجی را 2-3 ببازند. این بار نوبت نکونام بود که به قضاوت حسن اکرمی اعتراض کند. از قضا هدایت نساجی با محمود فکری بود که به لطف بازگشت مقابل فولاد توانست ده بازی متوالی بدون شکست در لیگ را به نامش ثبت کند و گزینه هدایت استقلال شود.
مرور اتفاقات همین دو بازی کافی است تا بدانیم بازی فردا چه حساسیت بالایی خواهد داشت. فولاد در هفته اول مقابل ذوبآهن نتوانست بیشتر از یک امتیاز بگیرد و این هفته در خانه به دنبال جبران است. از طرف دیگر استقلال میخواهد شروع خوبش را ادامه بدهد تا در هفتههای پایانی حسرت امتیازات از دست رفته را نخورد. چه این بازی را رقابت استقلال و فولاد، دو تیم مدعی بدانید چه دوئل نکونام و فکری، تماشای آن را از دست ندهید.
تغییر نظر 180 درجهای ستاد کرونا
از ادامه اردو تا تعطیلی ظاهری مجموعه انقلاب
ایران ورزشی - در این چند روز بارها اخبار مختلفی درباره ادامه رقابتهای باشگاهی رشتههای مختلف و اردوهایشان شنیده شده و همین موضوع ورزشیها را بلاتکلیف کرده است.
ابتدا عنوان شد که به خاطر شدت شیوع ویروس کرونا و تعطیلی دو هفتهای که پیش روی پایتخت و شهرهای قرمز وجود دارد، اردوها و مسابقات هم باید تعطیل شوند. با این ابلاغ، خیلی از فدراسیونها دست به کار شدند و به مسئولان تیمهای ملی و سازمان لیگها اعلام کردند که جلوی هر فعالیتی را بگیرند اما روز گذشته و در بیستمین اطلاعیه ستاد مقابله با کرونا در ورزش، مواردی دیده شد که باز همه برنامهها را به هم ریخت؛ موضوعی که فدراسیونها را با چالش مواجه کرده است. پیش از این ستاد اعلام کرده بود که فدراسیونها برای ادامه رقابتهای لیگ و برگزاری دور برگشت باید دوباره از ستاد مجوز بگیرند اما در اطلاعیه آخر عنوان شده که مشکلی نیست و رشتههایی که مجوز گرفتهاند، منعی برای برگزاری رقابتهای خود ندارند. این مسأله در شرایطی اعلام شده که خیلی از فدراسیونها چند روز قبل اعلام کردند که رقابتهایشان عقب افتاده و حالا دوباره باید برنامه قبلی را پیش بگیرند و مسابقات را برگزار کنند.
نکته جالب توجه این اطلاعیه بند آخر است که نوشته «بدیهی است چنانچه فدراسیونهای ورزشی تصمیمی مبنی بر عدم برگزاری رویدادهای ورزشی دارند، میتوانند با پذیرش مسئولیت نسبت به این امر اقدام کنند.»
مشخص نیست دقیقاً منظور ستاد، پذیرش کدام مسئولیت است. مثلاً فدراسیونی مثل دوچرخه سواری که تصمیم گرفت لیگاش را نیمه کاره رها کند؛ با مشکلی مواجه شده و حالا باید به تنهایی پاسخگو باشد؟
مسأله دیگری که شبههبرانگیز است، تصمیمات چندگانهای است که در مورد اردوی تیمهای ملی گرفته شده است. برای مثال کاراته و تکواندو، ملی پوشانشان را به خانه فرستادند و بوکس هم همین تصمیم را داشت. حتی اردو تعطیل و به ملی پوشان گفته شد که به خاطر تعطیلی دو هفتهای مجموعه ورزشی انقلاب باید به خانه بروند اما وقتی سرمربی، ورزشکاران را راهی کرده، به او گفته شده که دوباره ملی پوشان را به اردو برگرداند و مجموعه انقلاب تا پایان هفته باز است.
این تماس تلفنی و آنچه در واقعیت اتفاق افتاده با خبری که مبنی بر تعطیلی مجموعه انقلاب به طور رسمی اعلام شده، تفاوت دارد که همین موضوع و مسائلی از این دست سردرگمی زیادی ایجاد کرده است.
درسی که باخت سنگین تیم کیروش به فوتبال ایران داد
هیچکس مهمتر از تیم ملی نیست
رسول مجیدی @Rasoulmajidi
«کلمبیا اکوادور را دست کم گرفته بود. کیروش آنها را کوچک فرض کرده بود و میگفت نباید جدیشان گرفت. اکوادور با بحران کرونا دست و پنجه نرم میکرد اما ترکیب کلمبیا کامل بود. باخت نباید به حساب بازیکنان نوشته شود. همه تقصیرها برای کیروش است.»
این یکی از صدها توییت کاربران عصبانی کلمبیایی بعد از باخت عجیب ۶-۱ تیمشان به اکوادور بود. کلمبیا چند هفتهای است که برای رسیدن به جام جهانی ۲۰۲۲ تلاش میکند و فعلاً نتایج باب میل هواداران نیستند. بعد از شکست ۳ بر صفر ونزوئلا در ماه گذشته در اولین بازی انتخابی، کلمبیا با کارلوس کیروش دیگر رنگ برد را ندید. آنها با شیلی به تساوی ۲-۲ رسیدند و بعد در خانه ۳ گل از اروگوئه دریافت کردند. اروگوئه که خودش بامداد روز گذشته به برزیل باخت. اما نتیجه بامداد چهارشنبه برای فوتبالدوستان کلمبیایی باورنکردنی بود. آنها در کیتو، پایتخت اکوادور ۶ بر یک به تیم ملی این کشور باختند. باخت با تفاضل بالا در تاریخ اروگوئه سابقه داشته. آنها در سال ۱۹۵۷ و در جریان رقابتهای کوپا آمهریکا در پرو، متحمل سنگینترین شکستشان در تاریخ شدند؛ ۹ بر صفر مقابل برزیل. اینگونه شکستهای بالای ۶ گل چند بار دیگر هم جلوی برزیل رخ داده بود. در همان سالها یک بار هم ۹-۱ به آرژانتین بازی را واگذار کردند و چند سال بعد دوباره ۶-۰ به این تیم باختند. قبلتر از آن حتی ۷ گل هم از اروگوئه دریافت کرده بودند اما همه اینها مربوط به دهههایی است که فوتبال در کلمبیا رشد چندانی نداشت.
حالا کلمبیا در حالی که ستارههایی در سطح جهانی مثل خامس رودریگز، دوان زاپاتا، کوادرادو، جفرسون لما، داوینسون سانچر، لوییز موریل و... را در ترکیب داشت ۶ بر یک باخت. آن هم نه مقابل مدعیان سنتی قاره آمریکای جنوبی بلکه جلوی تیم کم نام و نشان اکوادور.
شاید به همین خاطر بود که یک کاربر لاتین دیگر در توییتر نوشته بود: «تا به حال چنین نتیجه عجیبی را با چشمانم ندیده بودم. باید مجسمه آلفارو(مربی اکوادور) در کیتو ساخته شود. کلمبیاییها هم باید کیروش را پرت کنند بیرون.»
باخت بد کیروش در کلمبیا البته در بین کاربران ایرانی هم بحثبرانگیز بود. گویی کیروش هنوز هم یکی از مناقشهبرانگیزترین افراد فوتبال ایران به حساب میآید. اما نکته جالب توجه نحوه برخورد مردمان کلمبیا با مربی اسم و رسمدارشان است. چیزی که در ایران کمتر دیده میشد.
دادهکاویهای «ایران ورزشی» در توییتهای منتشر شده در قاره آمریکای جنوبی بعد از شکست سنگین کلمبیا همگی حاکی از این داشت که اکثر طرفداران فوتبال در کلمبیا از کیروش ناامید شدهاند و آشکارا تقاضای برخورد با او را دارند. منتقدین بدون هیچ لکنتی انتقاداتشان را به مربی میگفتند و کسی یا کسانی آنها را مورد فحاشی قرار نمیداد.
همانطور که با یک گل بهار نمیشود با یک باخت سنگین هم امیدهای کلمبیا برای رسیدن به جام جهانی ۲۰۲۲ تمام نمیشود. حدوداً نصف ۱۰ تیم حاضر در آمریکای جنوبی به جام جهانی میروند و کلمبیا هنوز شانس بسیاری دارد. شاید کیروش بتواند در بازیهای بعدی که اواخر سال جاری شمسی برگزار میشود، تیمی قدرتمند بسازد اما تا آن موقع باید پذیرای نقدهای فوتبالدوستان و فوتبالنویسان کلمبیایی باشد.
کلمبیاییها از نتایج تیمشان در هفتههای اخیر عصبانیاند و این عصبانیت را بدون ترس در شبکههای اجتماعی و جریدههایشان فریاد میزنند. ظاهراً در کلمبیا فرهنگ نقدکردن بیشتر از ایران رواج دارد و شاید همین باعث شود تا فردی مثل کیروش هم نقدپذیر شود. دیگر خبری از بت ساختن نیست. در کلمبیا مربی از تیم ملی مهمتر نیست و شاید این بزرگترین درسی باشد که ما باید از پیامدهای باخت ۶-۱ کلمبیا به اکوادور بگیریم. تیم ملی همیشه مهم تر از افراد است.
خوب کار کردم مددی برکنارم کرد
مراغه چیان: رشوه ۴۰۰ میلیونی را نپذیرفتم
بیثباتی در بخش مدیریت استقلال فقط به تیم بزرگسال برنمیگردد و سالهاست آکادمی استقلال در بخش مدیریت خود آنقدر دستخوش تغییر میشود که هیچکس نمیداند چه کسی قرار است کارها را به دست گرفته و به تیمهای پایه کمک کند! اینبار اما قرعه به نام مراغهچیان افتاد که از ریاست آکادمی استقلال کنار گذاشته شود و مسلم است در چنین وضعیتی مراغهچیان هم ساکت نمانده و از خود دفاع میکند. رئیس سابق آکادمی استقلال که با دستور مددی کنار گذاشته شد در مورد نحوه فعالیت خود در تیمهای پایه استقلال اینطور میگوید: «چون سالم کار کردم، مددی من را کنار گذاشت. اصلاً هرکسی خوب کار کند او را کنار میگذارند و اجازه نمیدهند به کارش ادامه دهد.» مراغهچیان که بشدت از این جابهجایی ناراحت است در ادامه میگوید: «چون میخواست آدم خودش را بگذارد من را کنار گذاشت. پشت پرده خبرهای خوبی بود.» رئیس سابق آکادمی از فعالیتهایی که در تیمهای پایه انجام داده صحبت به میان میآورد و میگوید: «تا همه چیز درست شد، آقایان آکادمی را شسته و رفته پس گرفتند و دادند به کسی که سابقهای در استقلال ندارد.» مراغهچیان که از آمدن ناصر فریادشیران بهجای خودش در آکادمی ناراحت است میگوید: «این آقا در استقلال نبود و سابقه استقلالی ندارد که به آکادمی استقلال آمده و قرار است برای این تیم کار کند!» مراغهچیان البته در ادامه صحبتهایش افشاگری کرده و از فضای حاکم بر آکادمی میگوید: «تعدادی از پدران بازیکنان پیش من آمده و پیشهاد 200 تا 400میلیونی به من دادند اما قبول نکردم. این در حالی بود که مددی یک ریال هم به آکادمی کمک نکرد.» رئیس سابق آکادمی استقلال با انتقاد از انتخاب مسئولان استقلال در ادامه میگوید: «باید یکی مثل زرینچه را رئیس آکادمی استقلال میکردند.» مراغهچیان که نمیتواند ناراحتیاش را پنهان کند در پایان میگوید: «مددی یک جلسه با ما نذاشت و یک ریال هم به ما کمک نکرد آنوقت اینطور هم من را کنار گذاشت.»
آرزویم قضاوت در جام جهانی است
خباز مافینژاد: بالاخره مزد ماهها تمرین و زحمت را گرفتیم
آرزویم قضاوت در جام جهانی است
داوران فوتبال و فوتسال زنان در چند سال اخیر آنقدر خوب کار کردهاند که از فوتبال و فوتسال زنان ایران جلو زدهاند. همین چند سال پیش بود که زری فتحی و گلاره ناظمی برای جام ملتهای فوتسال مردان اروپا انتخاب شدند که این اتفاق برای اولین بار در تاریخ فوتسال افتاد و نام آنها به عنوان برترینها ثبت شد. حالا هم خبر رسیده انسیه خباز مافینژاد و مهسا قربانی از سوی AFC در لیست کاندیداهای داوری جام جهانی ۲۰۲۳ فوتبال زنان قرار گرفتهاند. داورانی باتجربه که حالا به دنبال کسب افتخارات جدید هستند. انسیه خباز مافینژاد که در جام جهانی قبلی منتظر ابلاغ بود، حالا خوشحال است که برای جام جهانی ۲۰۲۳ کاندیدا شده و تلاش میکند در لیست نهایی قرار بگیرد. خباز مافینژاد با ۴۲ سال سن، جزو داوران باتجربه هم به حساب میآید و میخواهد از این فرصت به خوبی استفاده کند. خباز در رابطه با انتخابش به عنوان یکی از کاندیداهای داوری در جام جهانی فوتبال زنان که به میزبانی مشترک استرالیا و نیوزلند برگزار خواهد شد و همچنین شرایطی که در این مدت داشت، صحبت میکند.
چطور شما و مهسا قربانی برای جام جهانی انتخاب شدید؟
راستش را بخواهید ما آوریل ۲۰۲۰ یعنی فروردین گذشته، متوجه شدیم که AFC تعدادی از داوران و کمک داوران را قرار است برای جام جهانی جدا کند؛ کسانی که پتانسیل رفتن به جام جهانی را دارند. از آن زمان ما تحت نظر بودیم و تمریناتمان کنترل میشد. در نهایت سهشنبه نامه آمده که من و مهسا قربانی جزو کاندیداهای داوری جام جهانی هستیم. البته نامه خانم قربانی زودتر آمده بود و پارسال کلاسهای مخصوص جام جهانی را داشتند اما به خاطر شیوع ویروس کرونا کنسل شد. در نهایت این پروژه از فروردین شروع شد که خدا را شکر جزو کاندیداهای جام جهانی شدیم.
وقتی این خبر را به شما دادند، چه حس و حالی داشتید؟ میتوانید آن لحظه را توصیف کنید؟
قطعاً خیلی خوشحال شدم چون در این مدت خیلی زحمت کشیدیم. ۸ ماه کامل تحت نظر بودیم و تمام تلاشمان را کردیم که البته میدانیم باید بیشتر از این تلاش کنیم تا بتوانیم به جام جهانی ۲۰۲۳ برسیم.
پس این پروسه همچنان ادامه دارد.
بله، حدود ۳ سال دیگر ادامه دارد که باید تلاش کنیم جزو نفرات اصلی و اعزامی به جام جهانی باشیم.
چه چیزی در این مدت، باعث استرس شما میشود؟
همین شرایط کرونا که نمیتوانیم خوب تمرین کنیم. البته این مسأله برای همه کشورها وجود دارد اما شرایط تمرینی ما همراه با استرس است. اینکه این همه زحمت میکشیم نکند به خاطر قرنطینه و بسته بودن مرزها، این فرصت را از دست بدهیم. در هر صورت من هر روز در مشهد تمرینات را انجام میدهم. خدا را شکر زمینی در اختیار داریم که در آنجا تمرینات را انجام میدهیم.
پس تمرینات را هر روز و بدون وقفه دنبال میکنید؟
بله، ما داوران بینالمللی همیشه باید تمرین داشته باشیم. یک سال به خاطر کرونا ابلاغ نداشتیم اما آزمون گرفته میشود. به خاطر همین هم داوران بینالمللی همیشه تمرین دارند و آماده هستند.
بزرگترین آرزو و هدفت در داوری چه چیز است؟
بزرگترین آرزویم قطعاً قضاوت در جام جهانی است. جام جهانی ۲۰۱۹ انتظار داشتم جزو کاندیداها باشم اما این اتفاق نیفتاد.
حتما آن جام جهانی و رقابتهای قبلی را هم به خوبی پیگیری کردید. اگر به جام جهانی برسید، دوست دارید بازی کدام تیمها را قضاوت کنید؟
آمریکا و ژاپن جزو قویترین تیمهای جام جهانی فوتبال زنان هستند. ژاپن سال گذشته به آمریکا باخت و قهرمانی را از دست داد اما بازیهای این دو تیم همیشه میتواند جذاب باشد. بازیهایی هم که تیمهای اروپایی دو طرف قضیه هستند هم جذابیت خاصی دارد.
به جز داوری، شغل دیگری هم دارید؟
نه، من ۱۵ سال مهندس شیمی بودم اما برای کارشناسی ارشد، مدیریت ورزشی را انتخاب کردم که از همان اول دوست داشتم کار ورزشی انجام دهم. به خاطر همین هم به سمت داوری آمدم و به جز داوری، شغل دیگری ندارم. در کل درآمد ثابت و شغل ثابت ندارم.
یعنی نمیشد شیمی و داوری را با هم انجام دهید؟
دوست دارم کار ورزشی داشته باشم. من سالها در کارخانه و آزمایشگاه کار کردم اما چون به ورزش خیلی علاقه دارم، ورزش و داوری را انتخاب کردم. اینکه یک نفر شغل ثابتی داشته باشد خیالش راحتتر است اما نمیتوانستم هر دو را با هم انجام دهم و سخت بود. به خاطر همین هم تمرکزم را روی داوری گذاشتم.
در مدتی که در داوری حضور داری، تا به حال شده از داوران مرد هم کمک بگیری؟
بله، قطعاً پیش آمده. من همانطور که گفتم در مشهد زندگی میکنم و خراسان هم قطب داوری فوتبال ایران بوده و بزرگان زیادی در داوری دارد که از راهنماییهایشان استفاده میکنم.
مثلاً از چه کسانی؟
آقایان ترکی، سخندان، قهرمانی و فریمانی داورانی هستند که اگر موردی باشد حتماً از آنها کمک و مشورت میگیرم. برای رسیدن به جام جهانی ۲۰۲۳ که بزرگترین هدف و آرزویم هم هست، حتماً از مشورت آنها استفاده خواهم کرد.
مهسا قربانی: مدتهاست هدفم جام جهانی است
نام مهسا قربانی را قبلاً بارها شنیدهایم. داور جوانی که برای تورنمنتهای مهم زیادی انتخاب شده بود. قربانی که متولد ۶۸ است داوری را از ۲۰ سالگی شروع کرد و در همان ابتدای کار در دورههای استعدادیابی داوران آسیا که با عنوان چشمانداز آسیا شناخته میشد و بعدها به آکادمی داوران تغییر نام داد، حضور پیدا کرد. بعد از آن، قربانی در سال ۲۰۱۷ به عنوان داور بینالمللی معرفی شد و در این ۳، ۴ سال در تورنمنتهای مهمی چون جام ملتهای آسیا، بازیهای آسیایی جاکارتا، مسابقات جوانان، نوجوانان و دانشجویان جهان و همچنین مقدماتی المپیک توکیو قضاوت کرد. حالا مهسا قربانی هدفش را روی جام جهانی گذاشته و تلاش میکند به این مسابقات مهم برسد.
در مورد انتخابتان در لیست کاندیداهای جام جهانی ۲۰۲۳ صحبت میکنید؟
اول باید در مورد این انتخاب فدراسیون صحبت میکرد که چطور نفر دوم لیست بینالمللی انتخاب شده. من از سال ۲۰۱۸ وقتی برای جام ملتهای آسیا دعوت شده بودم، همان زمان مسئولان AFC با من صحبت کردند و راهنماییهای لازم را در این مورد داشتند و در واقع زمزمههای حضور در جام جهانی بعد از جام جهانی ۲۰۱۹ شروع شد و به من گفتند که جزو کاندیداهای حضور در جام جهانی ۲۰۲۳ هستم. من برای همه تورنمنتهای آسیایی، المپیک و فیفا دعوت شدم و میدانستم کارم را زیر نظر دارند و برنامهریزیهایی در این مورد صورت گرفته بود. اوایل سال میلادی ۲۰۲۰ فیفا نامه زد که من و آقای علیرضا فغانی کاندیداهای جام جهانی هستیم. اسم کمک داوران هم اعلام شده بود.
الان شرایط انتخاب داوران برای جام جهانی زنان چطور است؟ مثل جام جهانی مردان به صورت کوبل انتخاب میشوید یا شرایط فرق دارد؟
بله، یکی، دو دوره به این صورت جام جهانی را استارت میزنند اما چون کاندیداها کامل نیست و در ایران کم هستند که البته این مسأله به توانایی بچهها بستگی دارد، احتمالاً کوبل کامل انتخاب میکردند. مثل ژاپن که قبلاً به این صورت بود. البته ممکن بود یک داور با کمک خودش انتخاب میشده و ممکن بود اینطور نباشد. به هر صورت در جام جهانی دوره قبل به این صورت نبود.
پس اگر انتخاب شوید، شما به عنوان داور، بدون شک انسیه خباز مافینژاد را کنار خودتان به عنوان کمک دارید.
بله، اگر بتوانیم همه آزمونهای AFC و فیفا را بگذرانیم و به مسابقات دیگر دعوت شویم و تأییدیه بگیریم، هر دو با هم هستیم.
شما ظاهراً زودتر موضوع حضور در لیست کاندیداهای جام جهانی را متوجه شدید. آن لحظه که این خبر را گرفتید، چه حس و حالی داشتید؟
آن لحظه آنقدر خوشحال بودم که واقعاً حسم را نمیتوانم با کلمات بیان کنم. نه اینکه بخواهم از روی غرور صحبت کنم اما از یک جایی به بعد در داوری، هدفم را قضاوت در جام جهانی گذاشتم و میدانستم راه سختی دارم اما نشدنی نبود. همه سختیها را میدانستم و پیش رفتم. وقتی این خبر را دادند خیلی خوشحال شدم تقریباً در این سالها بخصوص از زمانی که بینالمللی شدم میدانستم که میتوانم این کار سخت را انجام دهم و به هدفم برسم.
حالا اگر برای جام جهانی انتخاب شدی، دوست داری بازی کدام تیمها را قضاوت کنی؟
حقیقتاً به این مسأله خیلی فکر نمیکنم و قدم به قدم پیش میروم. الان هدفم این است که مجوز حضور در این تورنمنت بزرگ را بگیرم. همیشه به گام اول فکر میکنم و برای هر مسابقهای که انتخاب میشوم تمام تلاشم را میکنم بهترین عملکرد را داشته باشم و سربلند بیرون بیایم. هر چقدر بازیها پیش میرود، جذابتر میشود. اینطور نیست که از روز اول مسابقات دنبال اتفاق خاصی باشم. هر چه به دور پایانی نزدیکتر میشویم هیجان بیشتر میشود و یاد گرفتم همیشه بهترین عملکرد را داشته باشم.
پس دوست داری فینال جام جهانی را قضاوت کنی؟
قطعاً همه دوست دارند اما فینال یک مسابقه است و یک داور میخواهد.
تا به حال شده از داوران مرد هم کمک و مشورت بگیری؟
بله، اگر جایی لازم باشد از فغانی کمک میگیرم.
آرزو و هدف نهاییات در داوری کجاست؟
از نظر من آرزو دستنیافتنی است اما هدفگذاری داشتم و طبق آن برنامهریزی کردم که خانوادهام هم حمایتم کردند. در کل هدفگذاری خوب داشتم و تا حدودی به آن رسیدم. کار خیلی سختی است و تا الان به شخصه حمایتی از طیف مسئولان نداشتم. امیدوارم با این اتفاق بزرگ و مهم، حمایتها بیشتر شود تا به هدفهای بزرگتر برسم. الان هدف اصلیام در حوزه ورزش، همین مسابقات است که تا حضور صددرصدی راه زیادی است و نیاز به همکاری فدراسیون فوتبال دارد. فیفا و AFC انتظاراتی از فدراسیون ایران دارند که نامه هم زده شده. امیدوارم همکاری کنند تا بتوانیم در جام جهانی حضور پیدا کنیم.
به جز داوری، شغل دیگری هم داری؟
نه، من تمام تمرکزم روی داوری است. از خانوادهام که همیشه حامیام بودند تشکر میکنم و از مسئولان ورزش میخواهم نگاه بیشتری به ورزش زنان داشته باشند. همیشه دوست داشتم وقتی خبری به این مهمی به دستم رسید اول از همه به پدر و مادرم بگویم چون همیشه به بهترین شکل از من حمایت کردهاند اما متأسفانه یک سال پیش پدرم را از دست دادم که دوست دارم اولین افتخار، لذت و شادی را تقدیم روح پدرم کنم.
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
مجری :
شرکت نوآوران تارنماگستر